دانلود رمان تخته سیاه

دانلود رمان تخته سیاه از یاسمین
نام رمان: تخته سیاه
نویسنده: یاسمین
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 185
دانلود رمان تخته سیاه به قلم یاسمین pdf، اندروید، با لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
با صدای خس خس سگ به پشن برگشتم دقیقا به اندازه دو قدم از من ایستاده بود با چشم های
سیاهش بهم زل زده بود عرق های رو پیشانی ام سر میخوردند و در جنگل ابروانم گم میشدند ..
در اون زمان جیغ زدن رو هم فراموش کردم …اصلا کار اشتباهی بود …اروم و یواش ساندویچ مرغ
را زیر دهانش گزاشتم نگاهی بهم انداخت و شروع به خوردن کرد عجیب بود برام…چرا صداش
در نیودمد …
ترجیح میدادم بجای این افکار مزاحم به کارم برسم…سنگینی نگاهی رو حس میکردم هم هر
چقدر چشم می چرخاندم
کسی رو نمی دیدیم …
دری با ظاهری ساده که تنها دو سر گرگ را میتوانسی به عنوان تزیین معرفی کنی رویش هک
شده بود
پیشنهاد نودهشتیا:
دانلود رمان نبرد عشق عسلی به قلم نجمه صدیقی
دانلود رمان عیش و نوش به قلم کلثوم حسینی
بخشی از متن رمان جهت مطالعه و دانلود:
وقتی چشمامو باز کردم هوا تاریک بود گلوم به شدت میسوخت و خس خس میکرد …راه نفسم
انگاری بسته بود…داشتم گیج و منگ به اطراف نگاه میکردم که یادم به دعوا ظهر که با محدثه
داشتم افتاد…دوست کله خرم که اخر با این عشقی بودنش کلشو به باد میده از تخت پایین اومدم
اروم اروم به سمت چهارچوب در حرکت کردم در با صدا قیژی باز شد …
تازه متوجه بارونی که می اومد شدم …دلم مثل سیر سرکه میجوشید محدثه ظهر بهم گفته بود به
مهمونی میره منم که صبح با دیدن اون فکرم کلان بهم ریخته بود…لعنت بهت هومن …لعنت
هیچوقت ادم نفرین نبودم هر چقدر هم میرنجیدم نمیتونستم طرفمو نفرین کنم یادم به حرف
مامان بهارم افتاد که همیشه میگفت…》دخترم نفرین شگون داره ..عیبه ..اسمون بیاد زمین
،زمین بره اسمون نباید زبونت به نفرین باز شه مادرم …نفرین موشکه دخترکم میره راست راست
میخوره هدفت اما بازتاب داره…بازتابی بد…خیلی بد《
نفسمو با صدا رو شیشه خیس از بارون پخش میکنم …
دلم گرفته از اون شهر از اون ادمای از گوشه به گوشه ی اون شهر نحس که جز نحسی واسه من
هیچی نداشت ..هیچی جز درد،غم،اه و…