دانلود رمان حکم اجباری

دانلود رمان حکم اجباری از افسانه روح پرور
نام رمان: حکم اجباری
نویسنده: افسانه روح پرور
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 242
دانلود رمان حکم اجباری به قلم افسانه روح پرور pdf، اندروید، با لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
عادی میشه! عادت میکنی! به همه چیز؛ به نبودنا، عوض شدنا، جایِ خالیا، نخندیدنا، نخوابیدنا… ولی مهم اینه چه جور عادت میکنی…
عادت میکنی. بعد از هزار باری که صداش زدی و بعد یادت افتاده که دیگه نیست تا جوابتو بده. عادت میکنی بعد از دوستت دارمی که گفتی و بغض کردی از اینکه از لباش دوستت دارم در
نیومده مثلِ قبل…
پیشنهاد نودهشتیا:
دانلود رمان فیلتر قرمز به قلم رحیمی
دانلود رمان ریحانه به قلم زهرا سلیمانی
بخشی از متن رمان جهت مطالعه و دانلود:
این ها همه آه از ته دل داره، گریه و داد و فریاد داره، پس چراساکتم؟ چرا انقدر خونسرد به قبرش زل زدم؟ با قرار گرفتن دستی روی شونم برگشتم.
عزیزدلم، بیایکم تو ماشین من بشین استراحت کن. از صبح : لبخند بی جونی زدم که گفت همین جوری سرپا ایستادی.
دستم روگذاشتم روی شونه اش وگفتم: “خوبم.”
قدرت حرف زدن هم نداشتم. فشارت میوفته این جوری. ببین رنگ به روت نیست دختر. : متینا
: لبخند دیگه ای زدم دکی جون، خوبم بخدا! اما آروم نگرفت و من رو برد و نشوند توی ماشینش. با اومدن چند تا ون وماشینای ناشناسِ دیگه به روبه روم خیره شدم که… ماشین های روبه روم رو با کنجکاوی نگاه می کردم .
ازداخل ون چند زن و مرد پیاده شدن و گریه کنان به سمت مزار راشاد رفتن. با خودم گفتم حتما از فامیل هاشون باشن. من که حتی پدر و مادرش رو هم ندیدم. سرم و به پشت صندلی تکیه دادم که بعد چند دقیقه ای صدای متینا رو شنیدم. – یلدا، اون جا رو نگاه کن. چشم هام رو باز و سمتی که صدای جیغ و داد می اومد رو نگاه کردم.
چند نفری که جلوم ایستاده بودن مانع دیدم می شدن . با کلافگی رو کردم به متینا – چیزی نیست، فک و فامیل غربتیش دارن براش گریه می کنن.