دانلود رمان رفت اما این پایان نیست

دانلود رمان رفت اما این پایان نیست از نیایش آرا
نام رمان: رفت اما این پایان نیست
نویسنده: نیایش آرا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات: 285
دانلود رمان رفت اما این پایان نیست به قلم نیایش آرا pdf، اندروید، با لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
روی مبل نشستیم و شهاب از پله ها بالا رفت… به شهراد نگاه کردم که به حالت عصبی پاها شو تکون می داد ! شهاب با یه چمدون برگشت و نشست روی مبل ، زیپ چمدون باز کرد و یه بسته بزرگ که نمی دونم چی بود داد به پدرش.
پیشنهاد نودهشتیا:
دانلود رمان من میتوانم به قلم زینب و سارا
دانلود رمان عبث احساس به قلم روشنا اسماعیل زاده
بخشی از متن رمان جهت مطالعه و دانلود:
شهرام خان هم یه لبخند زد و تشکر کرد. یه بسته کوچیک تر هم داد به شهاب و گفت : قابل تو رو نداره شهاب جان !
شهراد هم با اکراه بسته رو گرفت و تشکر اروم ای کرد… از کوچیک بودن بسته مشخص بود ادکلن یا مثلا… فندک ! یه بسته کادو پیچ شده هم داد به مامان و گفت : بفرمایید لیلا خانوم قابل شما رو نداره !
مامان ازش گرفت و تشکر کرد. دو بسته دیگه هم از چمدون در اورد که یکی اش کوچیک تر بود… پا شد و اورد داد یه لبخند زد و دندون های سفید اش و به نمایش گذاشت ! ، به من و گفت : امیدوارم خوشت بیاد.
به شهراد نگاه کردم که با اخم غلیظی نگاه ام می کرد… ازش گرفتم و تشکر کردم. برگشت سر جاش و نشست. بعد از ده دقیقه شهراد نتونست تحمل کنه و اخرش گفت:
-نفس نمی خوای بری بخوابی ، دیر وقته ! فردا زود تر باید بریم شرکت !
خجالت زده یه نگاه به همه کردم… این دفعه خنده روی لب های شهاب بود و شهراد اخم داشت ! محترمانه می گفت برو بیرون